حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

379

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

چنان كه طبرى گويد پسر خاله متوكل بود . موسى زندگانى را از سپاهيگرى آغاز كرد و پيش هميرفت تا بصف سرداران درآمد و در آن فتنه‌ها كه تركان بر ضد خليفگان ميكردند نقش عمده داشت گاه از خلافت دفاع ميكرد و زمانى با توطئه‌گران بر ضد خليفه همدست مىشد و گاه نيز از طرف خليفه به فرو نشاندن شورشها مامور ميشد . و چون معتمد بخلافت رسيد با تركان و بخصوص سردارشان ، موسى ، راه ملايمت پيش گرفت و او را بنواخت و اكرام كرد و بسال 259 - بجنگ سالار زنكان فرستاد و او را تا بيرون سامره بدرقه كرد و خلعت داد و چون وليعهدى را به فرزند خويش داد موسى را به دو پيوست و در حقيقت وى دست راست مفوض و موفق بود تا بسال 264 كه مرگش در رسيد . شورش سالار زنكان و غيبت امام دوازدهم شيعيان اثنى عشرى و ظهور اسمعيليان كه اسمعيل فرزند جعفر صادق را از پس وى امام مىدانستند از حوادث مهم دوران معتمد بود . شورش زنگ عواقب بسيار داشت كه از جمله استحكام دشمنى موفق و ابن طولون ولايتدار مصر بود . موفق در اين كار حسن تدبير نداشت اگر با ابن طولون كه او را بر ضد شورشيان زنگ كمك داده بود مماشات كرده بود ميتوانست همه همت و نيروى خود را بريشه‌كن كردن زنكان صرف كند و از آن پيش كه خطر بزرگ شود نابودشان كند . وقتى فتنه بزرگ شد تقريبا همه منابع كشور در آن پيكارهاى مستمر كه موفق بر ضد شورشيان زنگ ميكرد نابود شد و در آن آشفتگيها مردم از خراج دادن سر باز زدند و قوت خلافت سستى گرفت و ولايتداران خودسرى پيشه كردند . در نتيجه ضعف ماليه دولت ، موفق كه عهده‌دار جنگ سالار زنگان بود از احمد ابن طولون كمك خواست و همراه نحرير خادم نامه‌اى به دو فرستاد و تقاضا كرد دربار خلافت را بمال مدد دهد تا پيكار شورشيان زنگ را ادامه تواند داد و چون معتمد از